fa
بستر موفقیت ایده های نوین
"راهـــی دیـــگـــر"
معرفی هلدینگ فاخر
سرمایه گذاری بر روی طرح های درخشان

هلدینگ فاخر به منظور ایجاد اکوسیستم فاخر در حوزه های پست ، لجستیک، تجارت الکترونیک ، تولید و بازرگانی شکل گرفته است. هدف اصلی ما ایجاد کسب و کار در حوزه های ذکر شده و ارائه خدمات و محصولات مرتبط با آن است. هلدینگ فاخر علاوه بر ایجاد اشتغال به دنبال ایجاد امکانات و زیرساخت‌های مناسب مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات برای افزایش سطح رفاه زندگی است. اصلی ترین استراتژی ما در این مسیر جذب صاحبان ایده، سرمایه گذاران و بهره مندی از مشاوران و نیروهای متخصص و کارآمد است. تلاش می کنیم تا بتوانیم با تکیه بر ماموریت خود گامی مهم در افزایش سطح رفاه عمومی و توسعه اقتصادی کشور برداریم.

درباره ما
سرمایه گذاری و مشارکت در ایجاد و توسعه کسب و کارها

هلدینگ فاخر با ماموریت شکل دهی و راهبری اکوسیستم فاخر ، سازماندهی و مدیریت استراتژیک شرکت های تابعه و وابسته تشکیل شده است . این مجموعه به دنبال ایجاد کسب و کارهای جدید و توسعه زیرساخت های مناسب برای شکل دهی به شبکه فراگیر مبادله ارزش میان مردم، دولت و عرضه‌کنندگان کالا و خدمات است.

هلدینگ
سرمایه گذاری
هلدینگ فاخر با ماموریت شکل دهی و راهبری اکوسیستم فاخر تشکیل شده است.
ما به ایده های جدید بها داده و فرصت های نوین بالندگی برای کسب و کارهای اکوسیستم فاخر خلق می کنیم.
با ما آشنا شوید

هلدینگ فاخر فرهنگ سازمانی را الگویی قابل انتقال و اشتراک پذیر می داند. معماری ویژه نیروی انسانی، متناسب با اهداف کلان هلدینگ جهت گیری تحقق مفاهیم سازمانی نوین را پی می گیرد.

استراتژی منابع انسانی
• جذب منابع انسانی حرفه ای
• دلپذیری و اشتیاق به کار
• آموزش مستمر و توسعه حرفه ای کارکنان
• مدیریت دانش
• تمرکز بر سلامت کارکنان
• پاداش
• روابط کارمندان
فرهنگ ما
فرهنگ سازمانی هلدینگ فاخر مبتنی بر ارزش های مشترکی چون خلاقیت ،کارآفرینی ،مربی گری و مسئولیت اجتماعی است که بر رفتار واندیشه اعضای سازمان اثر می گذارد.
+ 1
طرح های در حال اجرا
+ 1
تعداد طرح های کسب و کار جذب شده
+ 1k
اشتغال زایی مستقیم
+ 1k
اشتغال زایی غیر مستقیم
1
شرکتهای نوپا
هلدینگ فاخر در یک نگاه

مروری برآمار سالیانه

11% تولید و بازرگانی 36% تجارت الکترونیک 53% لجستیک
2020-08-03

برقراری ارتباطی مستقیم با مصرف کننده

برقراری ارتباطی مستقیم با مصرف کننده از طریق تجارت الکترونیک , Karine Bengualid , Oct 2019

در سال 2019 میلادی، بیش از 12 هزار خرده فروشی، تنها در ایالات متحده به تعطیلی کشانده شده اند. همین امر، رشد و گسترش این صنعت را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و به مراتب کندتر از گذشته کرده است. به این ترتیب، تولید کنندگان قدیمی (legacy manufacturers) و شرکت های ارائه کننده محصولات بسته بندی (CPG) در تلاش هستند تا روند برقراری ارتباط و فروش مستقیم به مصرف کننده (DTC) از طریق تجارت الکترونیک را سرعت بخشیده و در کوتاه ترین زمان ممکن به بالاترین سطح خود برسانند.

در حال حاضر، تجارت الکترونیک، بخش بسیار کوچکی از کل فروش شرکت های CPG، یعنی تنها چیزی در حدود 5 درصد از آن را به خود اختصاص داده است؛ با این حال، روند فروش کالاهای بسته بندی به صورت DTC شتاب یافته و در حدود 40 درصد رشد داشته است. این به معنای آن است که این روش از عملکرد خوبی برخوردار بوده و استفاده از آن همچنان در حال گسترش است.

تعطیلی تعداد قابل توجهی از خرده فروشی ها و کاهش رشد فروش، تنها دو نمونه از کاتالیزورهای موثری به شمار می روند که در قدرت گرفتن روش DTC نقش قابل توجهی را ایفا کرده اند. به واسطه همین موضوع، اکنون، اغلب خرده فروشی ها در تلاش هستند تا برند خود را به وجود آورده و برای به دست آوردن سهم قابل توجهی از بازار با سایر همتایان خود رقابت کنند. در عین حال، در میان برندهای بومی حوزه دیجیتال و مبتنی بر تجربه مشتری (DNVBs) نیز رقابت تازه ای شکل گرفته است. بنابراین، برای تولیدکنندگان قدیمی، عرضه مستقیم از طریق تجارت الکترونیک بهترین فرصتی است که به آن ها این امکان را می دهد تا بتوانند با این برندها به رقابت پرداخته و دوباره توسعه یابند.

اطلاعات مربوط به عرضه مستقیم به مصرف کننده (DTC)

در حال حاضر، تجارت الکترونیک در حدود 11.1 درصد از آمار فروش کل خرده فروشی های ایالات متحده را به خود اختصاص داده است. تا سال 2021 میلادی، انتظار می رود این میزان رشد کرده و به حدود 14 درصد افزایش یابد.

این به معنای آن است که با وجود رشد روز افزون و سریع تجارت الکترونیک، اغلب تبادلات مالی و معاملات حوزه خرده فروشی هنوز هم به صورت سنتی و در فروشگاه های فیزیکی انجام می‌شود. بنابراین، لازم است برندها و تولیدکنندگان قدیمی با استفاده از استراتژی تجارت کانال های خرده فروشی یکپارچه (omnichannel commerce strategy) این روند را تغییر دهند. منظور این است که برندهای مذکور و شرکت های ارائه دهنده محصولات بسته بندی ضمن حفظ رویه موجود و بهره گیری از کمک های شرکای خرده فروش، باید استراتژی DTC را نیز با عملکرد فعلی خویش ادغام کنند.

در واقع، می توان گفت که تجارت الکترونیک به کمک تولیدکنندگان قدیمی آمده تا کاهش رشد فروش آن ها را در فروشگاه های سنتی جبران کند.

از همه مهم تر این که، با توجه به رقابت فزاینده خرده فروشی ها و ارائه محصولات به سفارش مشتری و عرضه آن ها به صورت DTC، اهمیت فروش مستقیم به مصرف کننده دو چندان می شود.

به منظور درک بهتر این موضوع، کافی است به برند انحصاری Kirkland متعلق به فروشگاه های زنجیره ای Costco نگاهی بیاندازیم. در سال 2018 میلادی، آمار فروش این برند چیزی در حدود 40 میلیارد دلار بوده است. این رقم به مراتب بیش تر از مجموع درآمد شرکت های قدرتمند فعال در زمینه ارائه محصولات بسته بندی نظیر Campbell Soup، Kellogg و Hershey بوده است.

شایان ذکر است که قیمت اغلب محصولات Kirkland در حدود 20 درصد از سایر برندهای مشابه ارزان تر است. همین امر، شرکت های CPG رقیب را بر آن داشته تا به منظور برخورداری از سهم قابل توجهی از بازار و حفظ موقعیت رقابتی خویش، بهای کالاهای خود را کاهش دهند.

فشار ناشی از چنین رقابتی، در سایر شرکت های CPG هم مشهود است. به عنوان مثال، سهم شرکت آمازون از فروش کالاهای بسته بندی شده به سفارش مشتری چیزی در حدود یک درصد است. با این حال، نمودار زیر نشان می دهد که فروش این قبیل محصولات، همچنان از اولویت های این شرکت به شمار می رود:

به این ترتیب، علاوه بر خرده فروشان سنتی، لازم است شرکت های CPG و سایر تولید کنندگان نیز استراتژی ویژه ای را توسعه دهند تا بتوانند با رقیبانی نظیر آمازون دست و پنجه نرم کنند. بخشی از این استراتژی، مبتنی بر درک انگیزه ها و محرک هایی است که توسعه و فروش آنلاین کالاهای بسته بندی شده به دنبال خواهند داشت.

امروزه، بیش از نیمی از مصرف کنندگان، در هنگام خرید کالاهای بسته بندی شده، کوپن های تخفیف را دانلود کرده و قیمت کالاها را با یکدیگر مقایسه می کنند. این امر از یک سو بر میزان سود شرکت ها تأثیری منفی داشته و از سوی دیگر، از تمایل روز افزون مصرف کنندگان به خرید مستقیم و آنلاین حکایت می کند.

مزایای استفاده از بستر تجارت الکترونیک برای عرضه مستقیم محصول

ترس از دست رفتن بازار خرده فروشی و جدا شدن از توزیع کنندگان وفادار از جمله عوامل تأثیر گذار بر مقاومت در برابر عرضه مستقیم محصولات به شمار می روند. با این حال، سهیم کردن شرکای خرده فروشی و توزیع کنندگان در این فرآیند و اختصاص مزایایی به آن ها موجب خواهد شد که این روند از نظر آن ها هم عملی و مطلوب به نظر برسد.  

این امر، علاوه بر تقویت روابط موجود از مزایای دیگری نیز برخوردار است. از مهم‌ترین مزایای استفاده از بستر تجارت الکترونیک به منظور عرضه مستقیم محصولات به مصرف کننده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

مزیت اول: امکان جمع آوری اطلاعات مشتریان

عرضه مستقیم از طریق تجارت الکترونیک، امکان جمع آوری اطلاعات مشتریان را در اختیار کسب و کارها قرار خواهد داد. اطلاعات به دست آمده از این طریق می توانند در جهت شخصی سازی تجربه مشتری مورد استفاده قرار گرفته و در نهایت، احتمال سوددهی را افزایش دهند. گردآوری اطلاعات درج شده در پروفایل های شبکه های اجتماعی و داده های مرتبط با مسائل روانشناختی و جمعیت شناسی، همگی این امکان را در اختیار برندها قرار می دهند تا مشتریان هدف را شناسایی کرده و با مصرف کنندگانی ارتباط برقرار کنند که به خرید از CPG های آنلاین تمایل دارند.

فروش مستقیم از طریق تجارت الکترونیک، در شناسایی رفتارهای مشتریان موثر بوده و این امکان را برای شما فراهم خواهد کرد تا تجربه مشتری را  شخصی سازی کرده و نرخ عودت کالاهای خریداری شده را به حداقل برسانید. جمع آوری این قبیل اطلاعات، علاوه بر بازاریابی در آگاهی رسانی درباره فرصت های موجود برای بیش فروشی نیز  موثر خواهند بود. همچنین اطلاع از نقشه راه محصول از دیگر مزایای گردآوری اطلاعات مشتریان به شمار می رود. به عنوان مثال، ممکن است از این طریق متوجه شوید که برای یکی از محصولاتی که در حال حاضر روی آن کار نمی کنید، تقاضای بسیار زیادی وجود دارد؛ یا حتی ممکن است خود مشتریان از شما بخواهند که محصولات مشابه را به فهرست موجودی خود اضافه کنید.

مزیت دوم: برقراری ارتباط مستقیم با مشتریان

عرضه مستقیم کالا این امکان را در اختیار برندها قرار می دهد تا بتوانند با مشتریان خود به صورت بی واسطه ارتباط برقرار کنند. با برقراری رابطه مستقیم با مشتری، دیگر نیازی نیست برای محافظت و تبلیغ برند خود به شرکای خرده فروشی متکی باشید. ایجاد رابطه ای بی واسطه با مصرف کننده، امکان ارائه خدمات و پشتیبانی مستقیم پس از فروش را نیز در اختیار شما قرار خواهد داد.

به این ترتیب، امکان تعامل، تبادل نظر و گفتگوی مداوم با مصرف کننده فراهم شده و از این طریق، کسب و کارها می توانند تلاش های خود را در زمینه بازاریابی هدفمند و حفظ مشتری متمرکز کنند. این قبیل ارتباطات پایه های مستحکمی هستند که می توانند ثبات کسب و کار شما را تضمین و از شما در برابر تغییر و تحولات احتمالی بازار محافظت کنند.

از طرف دیگر، برقراری ارتباط با مشتریان این امکان را برای شما فراهم می کند تا بتوانید ارزش های خود را اولویت بندی کرده و آن ها را به گونه ای هدایت کنید تا با تغییرات اجتماعی همسو باشند. امروزه، اغلب مصرف کنندگان به شکل فزاینده ای خواهان آن هستند که سازمان ها از دیدگاه های جهانی برخوردار بوده و خود را شهروندان دهکده جهانی به حساب آورده و در این زمینه عملکرد موثری داشته باشند.

در واقع، مشتریان امروزی نه تنها به دنبال برندهایی هستند که با تفکرات و عملکرد آن ها همسو باشند، بلکه انتظار دارند این نام های تجاری در تولید محصولات خود از منابع و روش هایی بهره جویند که کم ترین آسیب ممکن را به محیط زیست وارد کرده و در عین حال، با کارکنان خود رفتاری محترمانه و منصفانه داشته باشند. به این ترتیب، مشتریان تمایل به خرید بیش تری از این تولید کنندگان داشته و حاضر خواهند بود محصولات آن ها را به بهای بیش تری خریداری کنند.

مزیت سوم: ارائه محصولات شخصی سازی شده

عرضه مستقیم کالا، علاوه بر امکان تمایز قیمت با سایر شرکای خرده فروشی، این فرصت را در اختیار شما قرار می دهد تا بتوانید محصولات خود را شخصی سازی کنید. به این ترتیب، مشتریان می توانند بسته بندی محصولات را به خواست و سلیقه خود طراحی کرده یا مجموعه کالاهای سفارشی را با یکدیگر ترکیب و مطابقت دهند؛ این ها تجربیاتی هستند که فروشگاه های سنتی هرگز نمی توانند آن ها را برای مشتریان ایجاد کنند.

به عنوان مثال، می توان به روزنامه نیویورک تایمز اشازه کزد که برای اجرای استراتژی فروش مستقیم و تجارت الکترونیک خود از پلت فرم Shopify Plus بهره می جوید. خوانندگان ستون مربوط به مواد غذایی این روزنامه می توانند کتاب های آشپزی شخصی سازی شده ای را ایجاد کنند که دستور پخت غذاهای مورد علاقه آن ها را در خود دارند.

مزیت چهارم: معرفی محصولات جدید و ویژه

ارائه محصولاتی خاص و منطبق با سلایق شخصی مشتریان نیز از جمله مواردی است که همچون سفارشی سازی در روند عرضه مستقیم محصول به مشتری امکان پذیر خواهد بود. به عنوان مثال، Dirty Lemon، یک برند تولید کننده نوشیدنی های سلامتی است که محصول خود را به قیمت 10 دلار در ازای هر بطری به فروش می رساند. این شرکت ادعا می کند که از زمان راه اندازی برند در سال 2015 میلادی تا به امروز در حدود دو میلیون بطری از محصولات خود را به مشتریان عرضه کرده است. وجه تمایز این برند با سایر رقیبان خود این است که سفارشات مشتریان را تنها از طریق پیامک دریافت می کند. به تازگی، این شرکت نوشیدنی های خود را در یک فروشگاه موقتی هم به مصرف کنندگان عرضه کرده و وجه کالا را به صورت آنلاین دریافت می کند؛ در عین حال، مشتریان پس از تحویل محصول از فروشگاه باید با ارسال پیامک مراتب را به شرکت اطلاع دهند!

بسیاری از تولیدکنندگان قدیمی و شرکت های CPG، هنوز به عرضه مستقیم کالا از طریق تجارت الکترونیک نپرداخته یا در مراحل ابتدایی انجام این کار قرار دارند. در ادامه، برخی شرکت های موفق در این عرصه را به شما معرفی خواهیم کرد.

K-Swiss:

برند Classic K-Swiss یکی از تولید کنندگان قدیمی کفش های ورزشی است که در سال 1966 میلادی تأسیس شده و در همان تاریخ، نخستین نمونه از کفش های تنیس تمام چرم جهان را به بازار عرضه کرده است. این برند به سرعت مورد تحسین جهانیان قرار گرفت و سبکی نوین را در داخل و خارج از ایالات متحده پایه گذاری کرد. اکنون، بیش از 50 سال از آن تاریخ می گذرد و این برند هنوز هم به عنوان یکی از مدرن ترین و محبوب ترین ارائه دهندگان این نوع کفش در جهان شناخته شده و استراتژی DTC آن الهام بخش نسل بعدی کارآفرینان است.

برند K-Swiss به جای عرضه محصولات خود در خرده فروشی ها، طی همکاری با یکی از کارآفرین محبوب ایالات متحده به نام Gary Vaynerchuk، نخستین کفش های ورزشی متمایز جهان را برای کارآفرینان تولید کرده و به طور مستقیم به آن ها عرضه کرد. این برند برای تسریع روند رشد خود و به منظور توسعه هر چه سریع تر نام های تجاری مرتبطSupra  و  Palladium، در اوایل سال 2019 میلادی، به پلت فرم Shopify Plus نقل مکان کرد و با بهره جستن از امکانات آن و از طریق یک زمان بندی فشرده در جهت توسعه فرانت اِند (front-end development)، سفارشی سازی و یکپارچه سازی بک اِند وب سایت خود گام برداشت. از جمله امکانات این پلت فرم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نرم افزار برنامه ریزی منابع سازمانی SAP ERP
  • افزونه های Langify برای ترجمه
  • نرم افزار بازاریابی ایمیلی Bronto به عنوان ارائه دهنده خدمات ایمیل

در نهایت، تنها ظرف 5 هفته، وب سایت های هر سه برند یاد شده به چند زبان و با امکان پرداخت چندین واحد پولی مختلف راه اندازی شدند.

Nestlé:

شرکت Nestlé تولید کننده بسیاری از برندهای CPG محبوب جهان است که از بین آن ها می توان به انواع قهوه های خانگی اشاره کرد. این برند نیز به منظور افزایش ظرفیت فروشگاه های آنلاین Nescafé و فروش مستقیم قهوه و سایر محصولات به مصرف کنندگان، پلت فرم Shopify Plus را انتخاب کرده است.

به این ترتیب، شرکت Nestlé در تاریخ 153 ساله خود، برای نخستین بار قادر به برقراری ارتباطی مستقیم با نسل هزاره و سرمایه گذاری در رسانه‌های اجتماعی بوده است. فروش 21 هزار نمونه قهوه طی یک سال از اهداف اولیه این سرمایه گذار به شمار می رفت. با این حال، تنها پس از گذشت چند ساعت از راه اندازی این پلت فرم سفارشی، شرکت مذکور به 90 درصد از اهداف تعیین شده خود دست یافت؛ به قدری که مجبور شد کمپین خود را به مراتب زودتر از زمان پیش بینی شده به اتمام برساند.

 

Maille Mustard (Unilever):

از سال 1747میلادی تا کنون، برند Maille Mustard  محصولات خود را از طریق توزیع کنندگان به دست مشتریان وفادار خود رسانده است. در حال حاضر، شرکت Unilever یعنی تولید کننده اصلی این محصول، خردل های ویژه خود را از طریق وب سایت این شرکت به طور مستقیم به مشتریان عرضه می کند. محصولات ویژه با قیمتی به مراتب بالاتر از سایر محصولات به فروش می رسند و در نتیجه، تاثیر زیادی در سوددهی شرکت دارند. قیمت بالای این کالاها موجب می شود که ارائه آن ها در خرده فروشی ها با مشکلاتی همراه بوده و چندان مورد توجه قرار نگیرند. از طرف دیگر، عرضه مستقیم محصولات، فرصت های تازه شراکت را در پیش روی تولید کننده قرار می دهد که دستیابی به آن ها از طریق خرده فروشی ها امکان پذیر نخواهد بود.

CoverGirl:

برند CoverGirl یکی از شناخته شده ترین تولید کنندگان محصولات آرایشی و زیبایی است که تا همین چند وقت پیش، تولیدات خود را تنها به توزیع کنندگان و بازارهای آنلاین ارائه می داد. با این حال، این برند با بهره جستن از محبوبیت برخی افراد مشهور و با کمک آژانس تجارت الکترونیکی One Rockwell، توانست به سرعت و فقط طی 4 هفته، فروشگاه اینترنتی خود را با نام Shop CoverGirl راه اندازی کند. به علاوه، این برند از همین طریق، سایت‌های مستقلی را نیز برای عرضه محصولات فصلی و کوتاه مدت خود ایجاد کرده و برای معرفی این محصولات از کمک مشهورترین ستاره های پاپ بهره جست.

Oreo (Mondelez International):

برند Oreo به مناسبت صد سالگی خود، برای نخستین بار، بیسکوئیت های معروف خود را به طور مستقیم به مصرف کنندگان ارائه و در همه جشنواره ها و رویدادهای کشور، این بیسکوئیت ها را در بسته های سفارشی عرضه کرد.

این برند به منظور ارائه برنامه Oreo Colorfilled از پلت فرم Shopify Plus بهره جست. این کمپین DTC به مشتریان اجازه می دهد تا بتوانند بسته های بیسکوئیت را به سلیقه خود سفارشی سازی کرده و علاوه بر طراحی رنگ و تصاویر پیش زمینه، در صورت تمایل، یادداشت های ویژه ای را نیز به آن ها بیافزایند.

C by GE (General Electric):

شرکت جنرال الکتریک (GE) در سال 1892 میلادی تأسیس شده است. این شرکت، به تازگی سیستم روشنایی هوشمند خود را با نام C by GE راه اندازی کرده و به منظور ایجاد رابطه ای مستقیم با مصرف کنندگان آن را با روش DTC به مشتریان عرضه می کند. این برند، لامپ ها و سوئیچ هایی را ارائه کرده است که از توانایی اتصال به بلوتوث برخوردار بوده و می توانند از طریق یک اپلیکیشن کنترل شوند. در عین حال، این محصولات به گونه ای ساخته شده اند که بتوانند با دستیار صوتی گوگل (Google Assistant) ادغام شوند.

با ساخت این محصول، شرکت جنرال الکتریک آگاهی مشتریان خود درباره نقش روشنایی هوشمند در زمینه کمک به محیط زیست را افزایش می دهد. در طولانی مدت، مصرف کنندگان با استفاده از این محصول قادر خواهند بود هزینه برق مصرفی خود را کاهش دهند. از طرف دیگر، به کار گیری این محصول از طریق اپلیکیشن ها و دستیاران صوتی به برند GE اجازه می‌دهد تا پایگاه اطلاعاتی دقیقی را از مشتریان خود تهیه کرده و در ارائه محصولات آتی خود از آن بهره جوید.

سودآوری از طریق DTC به روش های گوناگون

فروش مستقیم به مصرف کننده، چیزی به مراتب بیش تر از راه اندازی یک فروشگاه آنلاین بوده و به روش های مختلفی انجام پذیر است. یعنی لازم است بتوانید محصولات خود را در هر کجا و از هر طریقی که مشتری می خواهد و در آن حضور دارد به وی عرضه کنید. انجام این کار در دنیای فیزیکی، از طریق فروشگاه های سنتی، راه اندازی غرفه ها و فروشگاه های موقتی نیز امکان پذیر است. امروزه با استفاده از همین روش ها، بسیاری از برندهای DTC به طور فزاینده ای در دنیای فیزیکی هم در اختیار مصرف کننده قرار می گیرند.

صرف نظر از روش ارائه محصولات DTC در فضای آنلاین یا به صورت حضوری، به یاد داشته باشید که استراتژی های موفق در این زمینه اغلب شامل موارد زیر هستند:

  • ارائه محصولات یا خدمات متمایز و منحصر به فرد.
  • استفاده از اطلاعات به دست آمده از مشتریان به منظور شناسایی مشکلات و رفع آن ها.
  • به کار گیری روش های خلاقانه و قابل اعتماد در بازاریابی و ایجاد تعامل با مشتریان.
  • ارزیابی و بهینه سازی پیشنهادهای مختلف، راه اندازی کمپین های بازاریابی و ارائه گزاره های ارزش به روش های گوناگون.
  • ایجاد مشارکت به منظور همکاری در اهداف خیرخواهانه و جنبش های اجتماعی فراگیر.

به احتمال قوی، تاکنون دریافته اید که استراتژی DTC، اهدافی به مراتب وسیع تر از فروش مطلق را به دنبال دارد. امروزه، برقراری رابطه عاطفی و حسی با مصرف کننده از ملزومات دنیای تجارت به شمار می رود. بنابراین، لازم است شما هم محیطی را ایجاد کنید که در آن، پیوند حسی با مشتری ایجاد شده و به تبع آن، روند فروش نیز به شیوه ای آسان انجام پذیرد.

عرضه مستقیم محصول (D2C) با استفاده از تجارت الکترونیک راهی برای سوددهی بیش تر

با توجه به رشد روزافزون D2C، برندها باید از این روش بهره جسته و توجه مشتریان را به کسب و کار خود جلب کنند. این در حالی است که استفاده از این شیوه در جهت همزیستی و مشارکت با سایر شرکای خرده فروشی نیز کاربرد خواهد داشت. به خاطر داشته باشید که در دنیای امروز، مشتریان به شکل فزاینده ای تمایل دارند به طور مستقیم با شما ارتباط برقرار کنند؛ بنابراین، لازم است این فرصت را در اختیار آن ها قرار بدهید.

Direct-to-Consumer E-commerce

2020-08-01

انتخاب

چگونه می توان بدون احساساتی شدن، تصمیم گیری کرد؟ , WILL YAKOWICZ, STAFF WRITER, INC.JAN 2014

رهبران سازمان ها، صاحبان مقام و افرادی که با تصمیم گیری های بزرگ سر و کار دارند، معمولا این کار را به تنهایی انجام می دهند. با این حال، لازم است توجه داشته باشید که تصمیم گیری های انفرادی فشار کار را بیش تر کرده و امر انتخاب را دشوارتر می کنند. فضار روانی مداوم، به تدریج می تواند به نوعی واهمه و ترس تبدیل شود. به این ترتیب، به عنوان یک مدیر عامل یا رهبر توانایی اتخاذ تصمیمات درست از شما سلب شده و احساسات جای منطق و واقعیت را می گیرد.

فریک ورمولن (Freek Vermeulen)، نویسنده و استادیار استراتژی و کارآفرینی در دانشکده بازرگانی لندن، معتقد است که اغلب رهبران به واسطه هجوم احساسات، تصمیمات نادرستی اتخاذ می کنند.

ورمولن (Vermeulen) در این باره در مجله Harvard Business Review نوشته است، «به طور معمول، انتخاب های شخصی و تصمیم گیری های استراتژیک تجاری، تحت تأثیر احساسات اتخاذ می شوند. به علاوه، توجه به این نکته لازم است که مدیران هم انسان هستند!

موضوع این است که دقیقا به دلیل اهمیت مسئله تصمیم گیری های تجاری، این امر غالبا با اضطراب و عدم اطمینان همراه است. به همین خاطر، اغلب افراد ترجیح می دهند در این مواقع از ندای درون و احساسات خود پیروی کنند. این قبیل افراد، معمولا شانس موفقیت خود را به شکلی غیر واقعی، دست بالا گرفته و بدون ارزیابی منطقی، تعهدات بیش از اندازه ای را تقبل می کنند.»

ورمولن (Vermeulen) تأکید می کند، رهبران بزرگ نباید به خودشان اجازه دهند که تحت تأثیر عواطف و احساسات تصمیم گیری کنند. اگر شما هم از مدیرانی هستید که در کشاکش تصمیم گیری های بزرگ گرفتار شده و با احساسات خود دست و پنجه نرم می کنید، لازم است به نکات زیر توجه داشته باشید.

  1. برای اتخاذ تصمیم، قوانین خاص خود را ایجاد کنید

 ورمولن پیشنهاد می کند، مجموعه ای از قوانین عینی و عملی را تنظیم کنید و در تصمیم گیری های بعدی به کار بگیرید. وی برای روشن تر شدن موضوع به داستان Intel اشاره می کند؛ یعنی، همان موقعی که این شرکت هنوز بر روی تولید تراشه های حافظه کار میکرد. در همان زمان، گوردون مور (Gordon Moore)، هم بنیان گذار Intel و اندی گرو (Andy Grove)، مدیر بخش مهندسی آن، «قانون تخصیص ظرفیت تولید» را تنظیم کردند. با کمک این قانون، آن ها می توانستند درباره اولویت تولید محصولات شرکت تصمیم گیری کنند. منتهی، داستان از زمانی پیچیده شد که تراشه های حافظه به تدریج بازار خود را از دست دادند. مور (Moore) که کار خود را عاشقانه آغاز کرده بود به این محصول، نوعی دلبستگی عمیق عاطفی داشت و رها کردن آن برای وی بسیار دشوار بود. با این حال، جای خوشوقتی بود که قانون تخصیص ظرفیت تولید، پیش از این تدوین شده بود. به این ترتیب، مدیران میانی شرکت، توانایی آن را داشتند که تولید را روی ریز پردازنده ها متمرکز کنند. ورمولن در این باره می نویسد، « پیش از قرار گرفتن در موقعیت واقعی و مواجه شدن با مشکلی اساسی، مدیران شرکت، قانون تخصیص ظرفیت تولید را پایه گذاری کرده بوند. به این ترتیب، درست در شرایط مناسب و لحظه انتخاب استراتژیک، مدیران میانی و ارشد توانستند احساسات را کنار گذاشته و رفتاری منطقی داشته باشند.»

  1. کار تصمیم گیری را به تنهایی انجام ندهید

قانون دوم ورمولن این است که «درباره مسائل مهم، هرگز به تنهایی تصمیم گیری نکنید!»

او از مدیران و رهبران سازمانی می خواهد که به «خرد جمعی» اطمینان کنند از مواهب آن بهره مند شوند. تونی کوهن (Tony Cohen)، مدیر عامل سابق شرکت Fremantle Media ادعا می کند که هرگز محتوای برنامه های جدید را به تنهایی تعیین نکرده است. لازم است بدانید، شرکت Fremantle Media، تولید کننده برنامه های پرطرفداری نظیر X-Factor و American Idol است. تونی کوهن اظهار می کند که در عوض، سیستمی داشته که از طریق آن، نظرات مدیران ارشد کلیه دفاتر شرکت در سرتاسر نقاط جهان را جمع آوری می کرده است؛ به این ترتیب، به طور خودکار، بودجه تولید به برنامه هایی اختصاص می یافته که از رأی اکثریت برخوردار بوده اند. در این جا، نکته قابل توجه این است که مسئولیت تصمیم گیری تنها بر عهده یک نفر نبوده و بین همه مدیران به مساوات تقسیم شده است.

  1. از روش «درب گردان» استفاده کنید

«درب گردان» روشی است که بر دیدگاه افراد خارج از مجموعه مبتنی است و از آن بهره می جوید. اندی گرو (Andy Grove)، مدیر بخش مهندسی شرکت Intel می گوید، درست در زمانی که شرکت در حال تصمیم گیری برای رها کردن تولید تراشه های حافظه بود، از گوردون مور (Gordon Moore) سوال کردم، «اگر اعضای تیم مدیریتی جایگزین شوند، چه خواهد شد؟ تکلیف تیم جدید چه خواهد بود؟ آن ها دقیقا باید چکار کنند؟» گوردون مور در پاسخ گفت، «باید دست از سر تراشه های حافظه بردارند!» گرو در ادامه می گوید، «به همین دلیل، من به گوردون پیشنهاد کردم از درب گردان خارج شویم، دوباره برگردیم و درست مثل قوای تازه نفس، خودمان این کار را انجام دهیم.»

ورمولن موضوع را چنین تحلیل می کند، «اگر در دوراهی یک تصمیم گیری بزرگ گرفتار شده اید، باید وانمود کنید که یک مدیر جدید هستید. باید از فضای کاری خود خارج و دوباره به آن وارد شوید. یعنی، باید تلاش کنید ماجرا را از دیدگاه یک تازه وارد یا افراد خارج از مجموعه نظاره کنید. به این ترتیب، می توانید مسائل را به دور از احساسات و با وضوح بیش تری ببینید. این امر به شما کمک خواهد کرد تا قضاوت خود را بر پایه های عینی و عملی و درک واقعیت ها استوار سازید. این باعث می شود تا بتوانید عواقب تصمیم گیری های خود را نیز به طور کامل درک کنید.»

How To Remove the Emotion from Decision-Making

ارتباط با ما

با ما همراه شوید

دفتر مرکزی: تهران، بلوار نلسون ماندلا، خیابان تابان غربی، پلاک 12 ، ساختمان فاخر، طبقه چهارم
تلفن: +98 (21) 8867 8225 – فکس:
ایمیل: [object Object]
بستر موفقیت ایده های نوین
"راهـــی دیـــگـــر"
برای ادامه اسکرول کنید.
معرفی هلدینگ فاخر
سرمایه گذاری بر روی طرح های درخشان

هلدینگ فاخر به منظور ایجاد اکوسیستم فاخر در حوزه های پست ، لجستیک، تجارت الکترونیک ، تولید و بازرگانی شکل گرفته است. هدف اصلی ما ایجاد کسب و کار در حوزه های ذکر شده و ارائه خدمات و محصولات مرتبط با آن است. هلدینگ فاخر علاوه بر ایجاد اشتغال به دنبال ایجاد امکانات و زیرساخت‌های مناسب مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات برای افزایش سطح رفاه زندگی است. اصلی ترین استراتژی ما در این مسیر جذب صاحبان ایده، سرمایه گذاران و بهره مندی از مشاوران و نیروهای متخصص و کارآمد است. تلاش می کنیم تا بتوانیم با تکیه بر ماموریت خود گامی مهم در افزایش سطح رفاه عمومی و توسعه اقتصادی کشور برداریم.

درباره ما
سرمایه گذاری و مشارکت در ایجاد و توسعه کسب و کارها

هلدینگ فاخر با ماموریت شکل دهی و راهبری اکوسیستم فاخر ، سازماندهی و مدیریت استراتژیک شرکت های تابعه و وابسته تشکیل شده است . این مجموعه به دنبال ایجاد کسب و کارهای جدید و توسعه زیرساخت های مناسب برای شکل دهی به شبکه فراگیر مبادله ارزش میان مردم، دولت و عرضه‌کنندگان کالا و خدمات است.

هلدینگ
سرمایه گذاری
هلدینگ فاخر با ماموریت شکل دهی و راهبری اکوسیستم فاخر تشکیل شده است.
ما به ایده های جدید بها داده و فرصت های نوین بالندگی برای کسب و کارهای اکوسیستم فاخر خلق می کنیم.
با ما آشنا شوید

هلدینگ فاخر فرهنگ سازمانی را الگویی قابل انتقال و اشتراک پذیر می داند. معماری ویژه نیروی انسانی، متناسب با اهداف کلان هلدینگ جهت گیری تحقق مفاهیم سازمانی نوین را پی می گیرد.

استراتژی منابع انسانی
• جذب منابع انسانی حرفه ای
• دلپذیری و اشتیاق به کار
• آموزش مستمر و توسعه حرفه ای کارکنان
• مدیریت دانش
• تمرکز بر سلامت کارکنان
• پاداش
• روابط کارمندان
فرهنگ ما
فرهنگ سازمانی هلدینگ فاخر مبتنی بر ارزش های مشترکی چون خلاقیت ،کارآفرینی ،مربی گری و مسئولیت اجتماعی است که بر رفتار واندیشه اعضای سازمان اثر می گذارد.
+ 1
طرح های در حال اجرا
+ 1
تعداد طرح های کسب و کار جذب شده
+ 1k
اشتغال زایی مستقیم
+ 1k
اشتغال زایی غیر مستقیم
1
شرکتهای نوپا
11% تولید و بازرگانی 36% تجارت الکترونیک 53% لجستیک
هلدینگ فاخر در یک نگاه

مروری برآمار سالیانه

2020-08-03

برقراری ارتباطی مستقیم با مصرف کننده

برقراری ارتباطی مستقیم با مصرف کننده از طریق تجارت الکترونیک , Karine Bengualid , Oct 2019

در سال 2019 میلادی، بیش از 12 هزار خرده فروشی، تنها در ایالات متحده به تعطیلی کشانده شده اند. همین امر، رشد و گسترش این صنعت را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و به مراتب کندتر از گذشته کرده است. به این ترتیب، تولید کنندگان قدیمی (legacy manufacturers) و شرکت های ارائه کننده محصولات بسته بندی (CPG) در تلاش هستند تا روند برقراری ارتباط و فروش مستقیم به مصرف کننده (DTC) از طریق تجارت الکترونیک را سرعت بخشیده و در کوتاه ترین زمان ممکن به بالاترین سطح خود برسانند.

در حال حاضر، تجارت الکترونیک، بخش بسیار کوچکی از کل فروش شرکت های CPG، یعنی تنها چیزی در حدود 5 درصد از آن را به خود اختصاص داده است؛ با این حال، روند فروش کالاهای بسته بندی به صورت DTC شتاب یافته و در حدود 40 درصد رشد داشته است. این به معنای آن است که این روش از عملکرد خوبی برخوردار بوده و استفاده از آن همچنان در حال گسترش است.

تعطیلی تعداد قابل توجهی از خرده فروشی ها و کاهش رشد فروش، تنها دو نمونه از کاتالیزورهای موثری به شمار می روند که در قدرت گرفتن روش DTC نقش قابل توجهی را ایفا کرده اند. به واسطه همین موضوع، اکنون، اغلب خرده فروشی ها در تلاش هستند تا برند خود را به وجود آورده و برای به دست آوردن سهم قابل توجهی از بازار با سایر همتایان خود رقابت کنند. در عین حال، در میان برندهای بومی حوزه دیجیتال و مبتنی بر تجربه مشتری (DNVBs) نیز رقابت تازه ای شکل گرفته است. بنابراین، برای تولیدکنندگان قدیمی، عرضه مستقیم از طریق تجارت الکترونیک بهترین فرصتی است که به آن ها این امکان را می دهد تا بتوانند با این برندها به رقابت پرداخته و دوباره توسعه یابند.

اطلاعات مربوط به عرضه مستقیم به مصرف کننده (DTC)

در حال حاضر، تجارت الکترونیک در حدود 11.1 درصد از آمار فروش کل خرده فروشی های ایالات متحده را به خود اختصاص داده است. تا سال 2021 میلادی، انتظار می رود این میزان رشد کرده و به حدود 14 درصد افزایش یابد.

این به معنای آن است که با وجود رشد روز افزون و سریع تجارت الکترونیک، اغلب تبادلات مالی و معاملات حوزه خرده فروشی هنوز هم به صورت سنتی و در فروشگاه های فیزیکی انجام می‌شود. بنابراین، لازم است برندها و تولیدکنندگان قدیمی با استفاده از استراتژی تجارت کانال های خرده فروشی یکپارچه (omnichannel commerce strategy) این روند را تغییر دهند. منظور این است که برندهای مذکور و شرکت های ارائه دهنده محصولات بسته بندی ضمن حفظ رویه موجود و بهره گیری از کمک های شرکای خرده فروش، باید استراتژی DTC را نیز با عملکرد فعلی خویش ادغام کنند.

در واقع، می توان گفت که تجارت الکترونیک به کمک تولیدکنندگان قدیمی آمده تا کاهش رشد فروش آن ها را در فروشگاه های سنتی جبران کند.

از همه مهم تر این که، با توجه به رقابت فزاینده خرده فروشی ها و ارائه محصولات به سفارش مشتری و عرضه آن ها به صورت DTC، اهمیت فروش مستقیم به مصرف کننده دو چندان می شود.

به منظور درک بهتر این موضوع، کافی است به برند انحصاری Kirkland متعلق به فروشگاه های زنجیره ای Costco نگاهی بیاندازیم. در سال 2018 میلادی، آمار فروش این برند چیزی در حدود 40 میلیارد دلار بوده است. این رقم به مراتب بیش تر از مجموع درآمد شرکت های قدرتمند فعال در زمینه ارائه محصولات بسته بندی نظیر Campbell Soup، Kellogg و Hershey بوده است.

شایان ذکر است که قیمت اغلب محصولات Kirkland در حدود 20 درصد از سایر برندهای مشابه ارزان تر است. همین امر، شرکت های CPG رقیب را بر آن داشته تا به منظور برخورداری از سهم قابل توجهی از بازار و حفظ موقعیت رقابتی خویش، بهای کالاهای خود را کاهش دهند.

فشار ناشی از چنین رقابتی، در سایر شرکت های CPG هم مشهود است. به عنوان مثال، سهم شرکت آمازون از فروش کالاهای بسته بندی شده به سفارش مشتری چیزی در حدود یک درصد است. با این حال، نمودار زیر نشان می دهد که فروش این قبیل محصولات، همچنان از اولویت های این شرکت به شمار می رود:

به این ترتیب، علاوه بر خرده فروشان سنتی، لازم است شرکت های CPG و سایر تولید کنندگان نیز استراتژی ویژه ای را توسعه دهند تا بتوانند با رقیبانی نظیر آمازون دست و پنجه نرم کنند. بخشی از این استراتژی، مبتنی بر درک انگیزه ها و محرک هایی است که توسعه و فروش آنلاین کالاهای بسته بندی شده به دنبال خواهند داشت.

امروزه، بیش از نیمی از مصرف کنندگان، در هنگام خرید کالاهای بسته بندی شده، کوپن های تخفیف را دانلود کرده و قیمت کالاها را با یکدیگر مقایسه می کنند. این امر از یک سو بر میزان سود شرکت ها تأثیری منفی داشته و از سوی دیگر، از تمایل روز افزون مصرف کنندگان به خرید مستقیم و آنلاین حکایت می کند.

مزایای استفاده از بستر تجارت الکترونیک برای عرضه مستقیم محصول

ترس از دست رفتن بازار خرده فروشی و جدا شدن از توزیع کنندگان وفادار از جمله عوامل تأثیر گذار بر مقاومت در برابر عرضه مستقیم محصولات به شمار می روند. با این حال، سهیم کردن شرکای خرده فروشی و توزیع کنندگان در این فرآیند و اختصاص مزایایی به آن ها موجب خواهد شد که این روند از نظر آن ها هم عملی و مطلوب به نظر برسد.  

این امر، علاوه بر تقویت روابط موجود از مزایای دیگری نیز برخوردار است. از مهم‌ترین مزایای استفاده از بستر تجارت الکترونیک به منظور عرضه مستقیم محصولات به مصرف کننده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

مزیت اول: امکان جمع آوری اطلاعات مشتریان

عرضه مستقیم از طریق تجارت الکترونیک، امکان جمع آوری اطلاعات مشتریان را در اختیار کسب و کارها قرار خواهد داد. اطلاعات به دست آمده از این طریق می توانند در جهت شخصی سازی تجربه مشتری مورد استفاده قرار گرفته و در نهایت، احتمال سوددهی را افزایش دهند. گردآوری اطلاعات درج شده در پروفایل های شبکه های اجتماعی و داده های مرتبط با مسائل روانشناختی و جمعیت شناسی، همگی این امکان را در اختیار برندها قرار می دهند تا مشتریان هدف را شناسایی کرده و با مصرف کنندگانی ارتباط برقرار کنند که به خرید از CPG های آنلاین تمایل دارند.

فروش مستقیم از طریق تجارت الکترونیک، در شناسایی رفتارهای مشتریان موثر بوده و این امکان را برای شما فراهم خواهد کرد تا تجربه مشتری را  شخصی سازی کرده و نرخ عودت کالاهای خریداری شده را به حداقل برسانید. جمع آوری این قبیل اطلاعات، علاوه بر بازاریابی در آگاهی رسانی درباره فرصت های موجود برای بیش فروشی نیز  موثر خواهند بود. همچنین اطلاع از نقشه راه محصول از دیگر مزایای گردآوری اطلاعات مشتریان به شمار می رود. به عنوان مثال، ممکن است از این طریق متوجه شوید که برای یکی از محصولاتی که در حال حاضر روی آن کار نمی کنید، تقاضای بسیار زیادی وجود دارد؛ یا حتی ممکن است خود مشتریان از شما بخواهند که محصولات مشابه را به فهرست موجودی خود اضافه کنید.

مزیت دوم: برقراری ارتباط مستقیم با مشتریان

عرضه مستقیم کالا این امکان را در اختیار برندها قرار می دهد تا بتوانند با مشتریان خود به صورت بی واسطه ارتباط برقرار کنند. با برقراری رابطه مستقیم با مشتری، دیگر نیازی نیست برای محافظت و تبلیغ برند خود به شرکای خرده فروشی متکی باشید. ایجاد رابطه ای بی واسطه با مصرف کننده، امکان ارائه خدمات و پشتیبانی مستقیم پس از فروش را نیز در اختیار شما قرار خواهد داد.

به این ترتیب، امکان تعامل، تبادل نظر و گفتگوی مداوم با مصرف کننده فراهم شده و از این طریق، کسب و کارها می توانند تلاش های خود را در زمینه بازاریابی هدفمند و حفظ مشتری متمرکز کنند. این قبیل ارتباطات پایه های مستحکمی هستند که می توانند ثبات کسب و کار شما را تضمین و از شما در برابر تغییر و تحولات احتمالی بازار محافظت کنند.

از طرف دیگر، برقراری ارتباط با مشتریان این امکان را برای شما فراهم می کند تا بتوانید ارزش های خود را اولویت بندی کرده و آن ها را به گونه ای هدایت کنید تا با تغییرات اجتماعی همسو باشند. امروزه، اغلب مصرف کنندگان به شکل فزاینده ای خواهان آن هستند که سازمان ها از دیدگاه های جهانی برخوردار بوده و خود را شهروندان دهکده جهانی به حساب آورده و در این زمینه عملکرد موثری داشته باشند.

در واقع، مشتریان امروزی نه تنها به دنبال برندهایی هستند که با تفکرات و عملکرد آن ها همسو باشند، بلکه انتظار دارند این نام های تجاری در تولید محصولات خود از منابع و روش هایی بهره جویند که کم ترین آسیب ممکن را به محیط زیست وارد کرده و در عین حال، با کارکنان خود رفتاری محترمانه و منصفانه داشته باشند. به این ترتیب، مشتریان تمایل به خرید بیش تری از این تولید کنندگان داشته و حاضر خواهند بود محصولات آن ها را به بهای بیش تری خریداری کنند.

مزیت سوم: ارائه محصولات شخصی سازی شده

عرضه مستقیم کالا، علاوه بر امکان تمایز قیمت با سایر شرکای خرده فروشی، این فرصت را در اختیار شما قرار می دهد تا بتوانید محصولات خود را شخصی سازی کنید. به این ترتیب، مشتریان می توانند بسته بندی محصولات را به خواست و سلیقه خود طراحی کرده یا مجموعه کالاهای سفارشی را با یکدیگر ترکیب و مطابقت دهند؛ این ها تجربیاتی هستند که فروشگاه های سنتی هرگز نمی توانند آن ها را برای مشتریان ایجاد کنند.

به عنوان مثال، می توان به روزنامه نیویورک تایمز اشازه کزد که برای اجرای استراتژی فروش مستقیم و تجارت الکترونیک خود از پلت فرم Shopify Plus بهره می جوید. خوانندگان ستون مربوط به مواد غذایی این روزنامه می توانند کتاب های آشپزی شخصی سازی شده ای را ایجاد کنند که دستور پخت غذاهای مورد علاقه آن ها را در خود دارند.

مزیت چهارم: معرفی محصولات جدید و ویژه

ارائه محصولاتی خاص و منطبق با سلایق شخصی مشتریان نیز از جمله مواردی است که همچون سفارشی سازی در روند عرضه مستقیم محصول به مشتری امکان پذیر خواهد بود. به عنوان مثال، Dirty Lemon، یک برند تولید کننده نوشیدنی های سلامتی است که محصول خود را به قیمت 10 دلار در ازای هر بطری به فروش می رساند. این شرکت ادعا می کند که از زمان راه اندازی برند در سال 2015 میلادی تا به امروز در حدود دو میلیون بطری از محصولات خود را به مشتریان عرضه کرده است. وجه تمایز این برند با سایر رقیبان خود این است که سفارشات مشتریان را تنها از طریق پیامک دریافت می کند. به تازگی، این شرکت نوشیدنی های خود را در یک فروشگاه موقتی هم به مصرف کنندگان عرضه کرده و وجه کالا را به صورت آنلاین دریافت می کند؛ در عین حال، مشتریان پس از تحویل محصول از فروشگاه باید با ارسال پیامک مراتب را به شرکت اطلاع دهند!

بسیاری از تولیدکنندگان قدیمی و شرکت های CPG، هنوز به عرضه مستقیم کالا از طریق تجارت الکترونیک نپرداخته یا در مراحل ابتدایی انجام این کار قرار دارند. در ادامه، برخی شرکت های موفق در این عرصه را به شما معرفی خواهیم کرد.

K-Swiss:

برند Classic K-Swiss یکی از تولید کنندگان قدیمی کفش های ورزشی است که در سال 1966 میلادی تأسیس شده و در همان تاریخ، نخستین نمونه از کفش های تنیس تمام چرم جهان را به بازار عرضه کرده است. این برند به سرعت مورد تحسین جهانیان قرار گرفت و سبکی نوین را در داخل و خارج از ایالات متحده پایه گذاری کرد. اکنون، بیش از 50 سال از آن تاریخ می گذرد و این برند هنوز هم به عنوان یکی از مدرن ترین و محبوب ترین ارائه دهندگان این نوع کفش در جهان شناخته شده و استراتژی DTC آن الهام بخش نسل بعدی کارآفرینان است.

برند K-Swiss به جای عرضه محصولات خود در خرده فروشی ها، طی همکاری با یکی از کارآفرین محبوب ایالات متحده به نام Gary Vaynerchuk، نخستین کفش های ورزشی متمایز جهان را برای کارآفرینان تولید کرده و به طور مستقیم به آن ها عرضه کرد. این برند برای تسریع روند رشد خود و به منظور توسعه هر چه سریع تر نام های تجاری مرتبطSupra  و  Palladium، در اوایل سال 2019 میلادی، به پلت فرم Shopify Plus نقل مکان کرد و با بهره جستن از امکانات آن و از طریق یک زمان بندی فشرده در جهت توسعه فرانت اِند (front-end development)، سفارشی سازی و یکپارچه سازی بک اِند وب سایت خود گام برداشت. از جمله امکانات این پلت فرم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نرم افزار برنامه ریزی منابع سازمانی SAP ERP
  • افزونه های Langify برای ترجمه
  • نرم افزار بازاریابی ایمیلی Bronto به عنوان ارائه دهنده خدمات ایمیل

در نهایت، تنها ظرف 5 هفته، وب سایت های هر سه برند یاد شده به چند زبان و با امکان پرداخت چندین واحد پولی مختلف راه اندازی شدند.

Nestlé:

شرکت Nestlé تولید کننده بسیاری از برندهای CPG محبوب جهان است که از بین آن ها می توان به انواع قهوه های خانگی اشاره کرد. این برند نیز به منظور افزایش ظرفیت فروشگاه های آنلاین Nescafé و فروش مستقیم قهوه و سایر محصولات به مصرف کنندگان، پلت فرم Shopify Plus را انتخاب کرده است.

به این ترتیب، شرکت Nestlé در تاریخ 153 ساله خود، برای نخستین بار قادر به برقراری ارتباطی مستقیم با نسل هزاره و سرمایه گذاری در رسانه‌های اجتماعی بوده است. فروش 21 هزار نمونه قهوه طی یک سال از اهداف اولیه این سرمایه گذار به شمار می رفت. با این حال، تنها پس از گذشت چند ساعت از راه اندازی این پلت فرم سفارشی، شرکت مذکور به 90 درصد از اهداف تعیین شده خود دست یافت؛ به قدری که مجبور شد کمپین خود را به مراتب زودتر از زمان پیش بینی شده به اتمام برساند.

 

Maille Mustard (Unilever):

از سال 1747میلادی تا کنون، برند Maille Mustard  محصولات خود را از طریق توزیع کنندگان به دست مشتریان وفادار خود رسانده است. در حال حاضر، شرکت Unilever یعنی تولید کننده اصلی این محصول، خردل های ویژه خود را از طریق وب سایت این شرکت به طور مستقیم به مشتریان عرضه می کند. محصولات ویژه با قیمتی به مراتب بالاتر از سایر محصولات به فروش می رسند و در نتیجه، تاثیر زیادی در سوددهی شرکت دارند. قیمت بالای این کالاها موجب می شود که ارائه آن ها در خرده فروشی ها با مشکلاتی همراه بوده و چندان مورد توجه قرار نگیرند. از طرف دیگر، عرضه مستقیم محصولات، فرصت های تازه شراکت را در پیش روی تولید کننده قرار می دهد که دستیابی به آن ها از طریق خرده فروشی ها امکان پذیر نخواهد بود.

CoverGirl:

برند CoverGirl یکی از شناخته شده ترین تولید کنندگان محصولات آرایشی و زیبایی است که تا همین چند وقت پیش، تولیدات خود را تنها به توزیع کنندگان و بازارهای آنلاین ارائه می داد. با این حال، این برند با بهره جستن از محبوبیت برخی افراد مشهور و با کمک آژانس تجارت الکترونیکی One Rockwell، توانست به سرعت و فقط طی 4 هفته، فروشگاه اینترنتی خود را با نام Shop CoverGirl راه اندازی کند. به علاوه، این برند از همین طریق، سایت‌های مستقلی را نیز برای عرضه محصولات فصلی و کوتاه مدت خود ایجاد کرده و برای معرفی این محصولات از کمک مشهورترین ستاره های پاپ بهره جست.

Oreo (Mondelez International):

برند Oreo به مناسبت صد سالگی خود، برای نخستین بار، بیسکوئیت های معروف خود را به طور مستقیم به مصرف کنندگان ارائه و در همه جشنواره ها و رویدادهای کشور، این بیسکوئیت ها را در بسته های سفارشی عرضه کرد.

این برند به منظور ارائه برنامه Oreo Colorfilled از پلت فرم Shopify Plus بهره جست. این کمپین DTC به مشتریان اجازه می دهد تا بتوانند بسته های بیسکوئیت را به سلیقه خود سفارشی سازی کرده و علاوه بر طراحی رنگ و تصاویر پیش زمینه، در صورت تمایل، یادداشت های ویژه ای را نیز به آن ها بیافزایند.

C by GE (General Electric):

شرکت جنرال الکتریک (GE) در سال 1892 میلادی تأسیس شده است. این شرکت، به تازگی سیستم روشنایی هوشمند خود را با نام C by GE راه اندازی کرده و به منظور ایجاد رابطه ای مستقیم با مصرف کنندگان آن را با روش DTC به مشتریان عرضه می کند. این برند، لامپ ها و سوئیچ هایی را ارائه کرده است که از توانایی اتصال به بلوتوث برخوردار بوده و می توانند از طریق یک اپلیکیشن کنترل شوند. در عین حال، این محصولات به گونه ای ساخته شده اند که بتوانند با دستیار صوتی گوگل (Google Assistant) ادغام شوند.

با ساخت این محصول، شرکت جنرال الکتریک آگاهی مشتریان خود درباره نقش روشنایی هوشمند در زمینه کمک به محیط زیست را افزایش می دهد. در طولانی مدت، مصرف کنندگان با استفاده از این محصول قادر خواهند بود هزینه برق مصرفی خود را کاهش دهند. از طرف دیگر، به کار گیری این محصول از طریق اپلیکیشن ها و دستیاران صوتی به برند GE اجازه می‌دهد تا پایگاه اطلاعاتی دقیقی را از مشتریان خود تهیه کرده و در ارائه محصولات آتی خود از آن بهره جوید.

سودآوری از طریق DTC به روش های گوناگون

فروش مستقیم به مصرف کننده، چیزی به مراتب بیش تر از راه اندازی یک فروشگاه آنلاین بوده و به روش های مختلفی انجام پذیر است. یعنی لازم است بتوانید محصولات خود را در هر کجا و از هر طریقی که مشتری می خواهد و در آن حضور دارد به وی عرضه کنید. انجام این کار در دنیای فیزیکی، از طریق فروشگاه های سنتی، راه اندازی غرفه ها و فروشگاه های موقتی نیز امکان پذیر است. امروزه با استفاده از همین روش ها، بسیاری از برندهای DTC به طور فزاینده ای در دنیای فیزیکی هم در اختیار مصرف کننده قرار می گیرند.

صرف نظر از روش ارائه محصولات DTC در فضای آنلاین یا به صورت حضوری، به یاد داشته باشید که استراتژی های موفق در این زمینه اغلب شامل موارد زیر هستند:

  • ارائه محصولات یا خدمات متمایز و منحصر به فرد.
  • استفاده از اطلاعات به دست آمده از مشتریان به منظور شناسایی مشکلات و رفع آن ها.
  • به کار گیری روش های خلاقانه و قابل اعتماد در بازاریابی و ایجاد تعامل با مشتریان.
  • ارزیابی و بهینه سازی پیشنهادهای مختلف، راه اندازی کمپین های بازاریابی و ارائه گزاره های ارزش به روش های گوناگون.
  • ایجاد مشارکت به منظور همکاری در اهداف خیرخواهانه و جنبش های اجتماعی فراگیر.

به احتمال قوی، تاکنون دریافته اید که استراتژی DTC، اهدافی به مراتب وسیع تر از فروش مطلق را به دنبال دارد. امروزه، برقراری رابطه عاطفی و حسی با مصرف کننده از ملزومات دنیای تجارت به شمار می رود. بنابراین، لازم است شما هم محیطی را ایجاد کنید که در آن، پیوند حسی با مشتری ایجاد شده و به تبع آن، روند فروش نیز به شیوه ای آسان انجام پذیرد.

عرضه مستقیم محصول (D2C) با استفاده از تجارت الکترونیک راهی برای سوددهی بیش تر

با توجه به رشد روزافزون D2C، برندها باید از این روش بهره جسته و توجه مشتریان را به کسب و کار خود جلب کنند. این در حالی است که استفاده از این شیوه در جهت همزیستی و مشارکت با سایر شرکای خرده فروشی نیز کاربرد خواهد داشت. به خاطر داشته باشید که در دنیای امروز، مشتریان به شکل فزاینده ای تمایل دارند به طور مستقیم با شما ارتباط برقرار کنند؛ بنابراین، لازم است این فرصت را در اختیار آن ها قرار بدهید.

Direct-to-Consumer E-commerce

2020-08-01

انتخاب

چگونه می توان بدون احساساتی شدن، تصمیم گیری کرد؟ , WILL YAKOWICZ, STAFF WRITER, INC.JAN 2014

رهبران سازمان ها، صاحبان مقام و افرادی که با تصمیم گیری های بزرگ سر و کار دارند، معمولا این کار را به تنهایی انجام می دهند. با این حال، لازم است توجه داشته باشید که تصمیم گیری های انفرادی فشار کار را بیش تر کرده و امر انتخاب را دشوارتر می کنند. فضار روانی مداوم، به تدریج می تواند به نوعی واهمه و ترس تبدیل شود. به این ترتیب، به عنوان یک مدیر عامل یا رهبر توانایی اتخاذ تصمیمات درست از شما سلب شده و احساسات جای منطق و واقعیت را می گیرد.

فریک ورمولن (Freek Vermeulen)، نویسنده و استادیار استراتژی و کارآفرینی در دانشکده بازرگانی لندن، معتقد است که اغلب رهبران به واسطه هجوم احساسات، تصمیمات نادرستی اتخاذ می کنند.

ورمولن (Vermeulen) در این باره در مجله Harvard Business Review نوشته است، «به طور معمول، انتخاب های شخصی و تصمیم گیری های استراتژیک تجاری، تحت تأثیر احساسات اتخاذ می شوند. به علاوه، توجه به این نکته لازم است که مدیران هم انسان هستند!

موضوع این است که دقیقا به دلیل اهمیت مسئله تصمیم گیری های تجاری، این امر غالبا با اضطراب و عدم اطمینان همراه است. به همین خاطر، اغلب افراد ترجیح می دهند در این مواقع از ندای درون و احساسات خود پیروی کنند. این قبیل افراد، معمولا شانس موفقیت خود را به شکلی غیر واقعی، دست بالا گرفته و بدون ارزیابی منطقی، تعهدات بیش از اندازه ای را تقبل می کنند.»

ورمولن (Vermeulen) تأکید می کند، رهبران بزرگ نباید به خودشان اجازه دهند که تحت تأثیر عواطف و احساسات تصمیم گیری کنند. اگر شما هم از مدیرانی هستید که در کشاکش تصمیم گیری های بزرگ گرفتار شده و با احساسات خود دست و پنجه نرم می کنید، لازم است به نکات زیر توجه داشته باشید.

  1. برای اتخاذ تصمیم، قوانین خاص خود را ایجاد کنید

 ورمولن پیشنهاد می کند، مجموعه ای از قوانین عینی و عملی را تنظیم کنید و در تصمیم گیری های بعدی به کار بگیرید. وی برای روشن تر شدن موضوع به داستان Intel اشاره می کند؛ یعنی، همان موقعی که این شرکت هنوز بر روی تولید تراشه های حافظه کار میکرد. در همان زمان، گوردون مور (Gordon Moore)، هم بنیان گذار Intel و اندی گرو (Andy Grove)، مدیر بخش مهندسی آن، «قانون تخصیص ظرفیت تولید» را تنظیم کردند. با کمک این قانون، آن ها می توانستند درباره اولویت تولید محصولات شرکت تصمیم گیری کنند. منتهی، داستان از زمانی پیچیده شد که تراشه های حافظه به تدریج بازار خود را از دست دادند. مور (Moore) که کار خود را عاشقانه آغاز کرده بود به این محصول، نوعی دلبستگی عمیق عاطفی داشت و رها کردن آن برای وی بسیار دشوار بود. با این حال، جای خوشوقتی بود که قانون تخصیص ظرفیت تولید، پیش از این تدوین شده بود. به این ترتیب، مدیران میانی شرکت، توانایی آن را داشتند که تولید را روی ریز پردازنده ها متمرکز کنند. ورمولن در این باره می نویسد، « پیش از قرار گرفتن در موقعیت واقعی و مواجه شدن با مشکلی اساسی، مدیران شرکت، قانون تخصیص ظرفیت تولید را پایه گذاری کرده بوند. به این ترتیب، درست در شرایط مناسب و لحظه انتخاب استراتژیک، مدیران میانی و ارشد توانستند احساسات را کنار گذاشته و رفتاری منطقی داشته باشند.»

  1. کار تصمیم گیری را به تنهایی انجام ندهید

قانون دوم ورمولن این است که «درباره مسائل مهم، هرگز به تنهایی تصمیم گیری نکنید!»

او از مدیران و رهبران سازمانی می خواهد که به «خرد جمعی» اطمینان کنند از مواهب آن بهره مند شوند. تونی کوهن (Tony Cohen)، مدیر عامل سابق شرکت Fremantle Media ادعا می کند که هرگز محتوای برنامه های جدید را به تنهایی تعیین نکرده است. لازم است بدانید، شرکت Fremantle Media، تولید کننده برنامه های پرطرفداری نظیر X-Factor و American Idol است. تونی کوهن اظهار می کند که در عوض، سیستمی داشته که از طریق آن، نظرات مدیران ارشد کلیه دفاتر شرکت در سرتاسر نقاط جهان را جمع آوری می کرده است؛ به این ترتیب، به طور خودکار، بودجه تولید به برنامه هایی اختصاص می یافته که از رأی اکثریت برخوردار بوده اند. در این جا، نکته قابل توجه این است که مسئولیت تصمیم گیری تنها بر عهده یک نفر نبوده و بین همه مدیران به مساوات تقسیم شده است.

  1. از روش «درب گردان» استفاده کنید

«درب گردان» روشی است که بر دیدگاه افراد خارج از مجموعه مبتنی است و از آن بهره می جوید. اندی گرو (Andy Grove)، مدیر بخش مهندسی شرکت Intel می گوید، درست در زمانی که شرکت در حال تصمیم گیری برای رها کردن تولید تراشه های حافظه بود، از گوردون مور (Gordon Moore) سوال کردم، «اگر اعضای تیم مدیریتی جایگزین شوند، چه خواهد شد؟ تکلیف تیم جدید چه خواهد بود؟ آن ها دقیقا باید چکار کنند؟» گوردون مور در پاسخ گفت، «باید دست از سر تراشه های حافظه بردارند!» گرو در ادامه می گوید، «به همین دلیل، من به گوردون پیشنهاد کردم از درب گردان خارج شویم، دوباره برگردیم و درست مثل قوای تازه نفس، خودمان این کار را انجام دهیم.»

ورمولن موضوع را چنین تحلیل می کند، «اگر در دوراهی یک تصمیم گیری بزرگ گرفتار شده اید، باید وانمود کنید که یک مدیر جدید هستید. باید از فضای کاری خود خارج و دوباره به آن وارد شوید. یعنی، باید تلاش کنید ماجرا را از دیدگاه یک تازه وارد یا افراد خارج از مجموعه نظاره کنید. به این ترتیب، می توانید مسائل را به دور از احساسات و با وضوح بیش تری ببینید. این امر به شما کمک خواهد کرد تا قضاوت خود را بر پایه های عینی و عملی و درک واقعیت ها استوار سازید. این باعث می شود تا بتوانید عواقب تصمیم گیری های خود را نیز به طور کامل درک کنید.»

How To Remove the Emotion from Decision-Making

انتخاب

رهبران سازمان ها، صاحبان مقام و افرادی که با تصمیم گیری های بزرگ سر و کار دارند، معمولا این کار را به تنهایی انجام می دهند. با این حال، لازم است توجه داشته باشید که تصمیم گیری های انفرادی فشار کار را بیش تر کرده و امر انتخاب را دشوارتر می کنند. فضار روانی مداوم، به تدریج می تواند به نوعی واهمه و ترس تبدیل شود. به این ترتیب، به عنوان یک مدیر عامل یا رهبر توانایی اتخاذ تصمیمات درست از شما سلب شده و احساسات جای منطق و واقعیت را می گیرد.

فریک ورمولن (Freek Vermeulen)، نویسنده و استادیار استراتژی و کارآفرینی در دانشکده بازرگانی لندن، معتقد است که اغلب رهبران به واسطه هجوم احساسات، تصمیمات نادرستی اتخاذ می کنند.

ورمولن (Vermeulen) در این باره در مجله Harvard Business Review نوشته است، «به طور معمول، انتخاب های شخصی و تصمیم گیری های استراتژیک تجاری، تحت تأثیر احساسات اتخاذ می شوند. به علاوه، توجه به این نکته لازم است که مدیران هم انسان هستند!

موضوع این است که دقیقا به دلیل اهمیت مسئله تصمیم گیری های تجاری، این امر غالبا با اضطراب و عدم اطمینان همراه است. به همین خاطر، اغلب افراد ترجیح می دهند در این مواقع از ندای درون و احساسات خود پیروی کنند. این قبیل افراد، معمولا شانس موفقیت خود را به شکلی غیر واقعی، دست بالا گرفته و بدون ارزیابی منطقی، تعهدات بیش از اندازه ای را تقبل می کنند.»

ورمولن (Vermeulen) تأکید می کند، رهبران بزرگ نباید به خودشان اجازه دهند که تحت تأثیر عواطف و احساسات تصمیم گیری کنند. اگر شما هم از مدیرانی هستید که در کشاکش تصمیم گیری های بزرگ گرفتار شده و با احساسات خود دست و پنجه نرم می کنید، لازم است به نکات زیر توجه داشته باشید.

  1. برای اتخاذ تصمیم، قوانین خاص خود را ایجاد کنید

 ورمولن پیشنهاد می کند، مجموعه ای از قوانین عینی و عملی را تنظیم کنید و در تصمیم گیری های بعدی به کار بگیرید. وی برای روشن تر شدن موضوع به داستان Intel اشاره می کند؛ یعنی، همان موقعی که این شرکت هنوز بر روی تولید تراشه های حافظه کار میکرد. در همان زمان، گوردون مور (Gordon Moore)، هم بنیان گذار Intel و اندی گرو (Andy Grove)، مدیر بخش مهندسی آن، «قانون تخصیص ظرفیت تولید» را تنظیم کردند. با کمک این قانون، آن ها می توانستند درباره اولویت تولید محصولات شرکت تصمیم گیری کنند. منتهی، داستان از زمانی پیچیده شد که تراشه های حافظه به تدریج بازار خود را از دست دادند. مور (Moore) که کار خود را عاشقانه آغاز کرده بود به این محصول، نوعی دلبستگی عمیق عاطفی داشت و رها کردن آن برای وی بسیار دشوار بود. با این حال، جای خوشوقتی بود که قانون تخصیص ظرفیت تولید، پیش از این تدوین شده بود. به این ترتیب، مدیران میانی شرکت، توانایی آن را داشتند که تولید را روی ریز پردازنده ها متمرکز کنند. ورمولن در این باره می نویسد، « پیش از قرار گرفتن در موقعیت واقعی و مواجه شدن با مشکلی اساسی، مدیران شرکت، قانون تخصیص ظرفیت تولید را پایه گذاری کرده بوند. به این ترتیب، درست در شرایط مناسب و لحظه انتخاب استراتژیک، مدیران میانی و ارشد توانستند احساسات را کنار گذاشته و رفتاری منطقی داشته باشند.»

  1. کار تصمیم گیری را به تنهایی انجام ندهید

قانون دوم ورمولن این است که «درباره مسائل مهم، هرگز به تنهایی تصمیم گیری نکنید!»

او از مدیران و رهبران سازمانی می خواهد که به «خرد جمعی» اطمینان کنند از مواهب آن بهره مند شوند. تونی کوهن (Tony Cohen)، مدیر عامل سابق شرکت Fremantle Media ادعا می کند که هرگز محتوای برنامه های جدید را به تنهایی تعیین نکرده است. لازم است بدانید، شرکت Fremantle Media، تولید کننده برنامه های پرطرفداری نظیر X-Factor و American Idol است. تونی کوهن اظهار می کند که در عوض، سیستمی داشته که از طریق آن، نظرات مدیران ارشد کلیه دفاتر شرکت در سرتاسر نقاط جهان را جمع آوری می کرده است؛ به این ترتیب، به طور خودکار، بودجه تولید به برنامه هایی اختصاص می یافته که از رأی اکثریت برخوردار بوده اند. در این جا، نکته قابل توجه این است که مسئولیت تصمیم گیری تنها بر عهده یک نفر نبوده و بین همه مدیران به مساوات تقسیم شده است.

  1. از روش «درب گردان» استفاده کنید

«درب گردان» روشی است که بر دیدگاه افراد خارج از مجموعه مبتنی است و از آن بهره می جوید. اندی گرو (Andy Grove)، مدیر بخش مهندسی شرکت Intel می گوید، درست در زمانی که شرکت در حال تصمیم گیری برای رها کردن تولید تراشه های حافظه بود، از گوردون مور (Gordon Moore) سوال کردم، «اگر اعضای تیم مدیریتی جایگزین شوند، چه خواهد شد؟ تکلیف تیم جدید چه خواهد بود؟ آن ها دقیقا باید چکار کنند؟» گوردون مور در پاسخ گفت، «باید دست از سر تراشه های حافظه بردارند!» گرو در ادامه می گوید، «به همین دلیل، من به گوردون پیشنهاد کردم از درب گردان خارج شویم، دوباره برگردیم و درست مثل قوای تازه نفس، خودمان این کار را انجام دهیم.»

ورمولن موضوع را چنین تحلیل می کند، «اگر در دوراهی یک تصمیم گیری بزرگ گرفتار شده اید، باید وانمود کنید که یک مدیر جدید هستید. باید از فضای کاری خود خارج و دوباره به آن وارد شوید. یعنی، باید تلاش کنید ماجرا را از دیدگاه یک تازه وارد یا افراد خارج از مجموعه نظاره کنید. به این ترتیب، می توانید مسائل را به دور از احساسات و با وضوح بیش تری ببینید. این امر به شما کمک خواهد کرد تا قضاوت خود را بر پایه های عینی و عملی و درک واقعیت ها استوار سازید. این باعث می شود تا بتوانید عواقب تصمیم گیری های خود را نیز به طور کامل درک کنید.»

How To Remove the Emotion from Decision-Making

بازگشت
ارتباط با ما

با ما همراه شوید

دفتر مرکزی: تهران، بلوار نلسون ماندلا، خیابان تابان غربی، پلاک 12 ، ساختمان فاخر، طبقه چهارم
تلفن: +98 (21) 8867 8225
ایمیل: info@fakher.ir
2019 © هلدینگ فاخر. تمامی حقوق محفوظ است.
01
فعالیت ما

02
درباره هلدینگ فاخر

03
با ما آشنا شوید

04
آمار و ارقام

05
مجله

06
ارتباط با ما

EN FA
در حال بارگذاری